غزلیات

شمارهٔ ۷۵۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

نگار شوخ چشم تیز خشم تندخوی من

نمی بیند به چشم مرحمت یک بار سوی من

۱

به رویم از مژه خوناب وز دل خون ناب آمد

چه گویم کز فراق او چها آمد به روی من

۲

دم قتلم چو تیغ او ز سوز سینه بگدازد

ز آب زندگانی خوشتر آید در گلوی من

۳

تماشای رخش را هر سر مو گر شود چشمی

سر مویی نگردد کم به رویش آرزوی من

۴

در آن کو عمرها گشتم نگفت آن بی وفا هرگز

که این مسکین سرگردان چه می جوید به کوی من

۵

به خوبان عشق ورزیدن مرا خویی ست دیرینه

به زودی کی توان ای پندگو اصلاح خوی من

۶

مگو جامی کزان مشکین سلاسل پای دل بگسل

که پیوندی ست با او محکم از هر تار موی من

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: منقافیه: ـوی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. منمن
  2. آمدمن
  3. بگدازدمن
  4. چشمیمن
  5. هرگزمن
  6. دیرینهمن
  7. بگسلمن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.