غزلیات

شمارهٔ ۸۱۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

گر به پای سرو بخرامد قد رعنای او

سرو همچون سایه خود را افکند در پای او

۱

بر سر بازار گل بی وجه گو مفروش حسن

چون ندارد کس به دور عارضش پروای او

۲

سایه آن سرو بالا هر که را بر سر فتاد

سر به طوبی کی درآرد همت والای او

۳

آن پریرو مردم چشم من است این روشن است

جای آن دارد که سازم چشم روشن جای او

۴

دی خرامان برگذشت آن نخل تر سوی چمن

سرو بر جا خشک ماند از حیرت بالای او

۵

ریخت شیرین خون فرهاد و ازین شیرین تر آن

کز پی خون ریختن هم خود دهد حلوای او

۶

شد میسر وایه جامی که وصل دوست بود

باز اگر از وای خود بازماند وای او

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: اوقافیه: ـای۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«او» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. اواو
  2. حسناو
  3. فتاداو
  4. استاو
  5. چمناو
  6. آناو
  7. بوداو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.