آن ترک نیم مست که جان شد خراب او
صد بار سوختیم ز ناز و عتاب او
۱بر طرف بام اگر مه شبگرد بیندش
شرمنده گردد از رخ چون آفتاب او
۲من کیستم که بوسه زنم پای دوست کاش
یابم همین مجال که بوسم رکاب او
۳در روی او شهود جمال ازان توان
گر در میان حجاب نگردد نقاب او
۴چون درفشان شود لب او چون صدف شوم
سر تا به پای گوش ز ذوق خطاب او
۵بودن به کوی او نتوانم شب فراق
ترسم فغان من برد از دیده خواب او
۶گاه سوال بوسه به جامی نگفت هیچ
یعنی که نیست غیر خموشی جواب او
۷