غزلیات

شمارهٔ ۷۹۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با این جمال همدم مستان عشق شو

یک بار الست گوی و هزاران بلی شنو

۱

در جام می ز لعل تو یک شمه یافتم

اسباب علم و فضل به میخانه شد گرو

۲

جز تخم آرزوی تو در دل نکشته ایم

فرخنده ساعتی که رسد کشته را درو

۳

گفتم تمام خرمن عمرم به باد شد

لعلت به خنده گفت که بر ما به نیم جو

۴

با این فسردگی نتوان راه عشق رفت

دستی بزن به دامن مردان گرمرو

۵

خواهی که نقد حال تو گردد حدیث عشق

این نکته می شنو ز حریفان و می گرو

۶

جامی فسانه های کهن ذوق ده نماند

اسرار عشق تازه کن از گفته های نو

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـو۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شوشنو
  2. یافتمگرو
  3. ایمدرو
  4. شدجو
  5. رفتگرمرو
  6. عشقگرو
  7. نماندنو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.