همانا آیت سجده ست خط از مصحف رویت
که هرکش خواند آرد سجده در محراب ابرویت
۱تویی آن یوسف غایب شده از من که در بستان
ز هر پیراهن گل در مشام آید مرا بویت
۲به قصد دیدن عکس تو هر دم در خیال آرم
ز آب دیده جویی و نشانم بر لب جویت
۳نیارد شانه کردن گیسویت را دست مشاطه
ز بس دلها که می بیند گره در هر خم مویت
۴رقیب تو درخت خار و تو شاخ گلی یا رب
درین بستان کند دست اجل زودش ز پهلویت
۵خوش آن شبها که هم من هم تو را خواب آید از مستی
تو سر بر بالش راحت نهی من سر به زانویت
۶مران از کوی خود همچون سگ بیگانه جامی را
که دارد آشنایی قدیمی با سگ کویت
۷