غزلیات

شمارهٔ ۵۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بیدلی را بلایی افتاده ست

کش چو تو دلربایی افتاده ست

۱

مژه ها را ز دل که خون گشته ست

درمیان ماجرایی افتاده ست

۲

دل به چین جان به روم ازان رخ و زلف

هر یک از تو به جایی افتاده ست

۳

نقد وصلت به دست ما گنجیست

که به چنگ گدایی افتاده ست

۴

بی تو دل درفضای عرصه دهر

در عجب تنگنایی افتاده ست

۵

دل ز گلزار وصل تو محروم

بلبل بینوایی افتاده ست

۶

غرقه در موج خیز غم جامی

بی رخ آشنایی افتاده ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: افتاده ستقافیه: ـایی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. ستست
  3. زلفست
  4. گنجیستست
  5. دهرست
  6. محرومست
  7. جامیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.