از دو چشم تو مست بسیار است
وز لبت می پرست بسیار است
۱همچو از عشق توبه ما را
طره ات را شکست بسیار است
۲کم بود چون دو ساعدت هرچند
دست بالای دست بسیار است
۳غمزه ات را به قتل خسته دلان
تیر رفته ز شست بسیار است
۴باغ لطفی و از سنان ستم
گرد تو خاربست بسیار است
۵به هوای تو از سحرخیزی
ذوق اهل نشست بسیار است
۶رد مکن نقد هستی از جامی
کز گدا هرچه هست بسیار است
۷