منجم می کند از ماه و خور بحث
ز ماه رویت ارباب نظر بحث
۱نشد ماهیت روی تو روشن
اگرچه سالها بگذشت در بحث
۲چو بحث زلف تو آید به پایان
به وصف کاکلت گیرم ز سر بحث
۳مرا صد بحث باشد با لب تو
به بوسی می کنم ابراز هر بحث
۴سخنورزان ازان لب نکته گویند
خوش آید طوطیان را از شکر بحث
۵رود اسرار عشق از دل سوی دل
ندارند اهل دل با یکدگر بحث
۶مطول شد سخن جامی ازان زلف
به شرح آن دهان کن مختصر بحث
۷