غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

آنکه گل را غیرت از لطف تن او خاسته ست

چاک جیب غنچه از پیراهن او خاسته ست

۱

می رود دامن کشان چون گل بهاران وین همه

لاله و نسرین به باغ از دامن او خاسته ست

۲

کی شود سوز قتلیش کشته زیر تیره خاک

زانکه این آتش ز جان روشن او خاسته ست

۳

چون تواند عاشق از طوق وفایش سر کشید

قمری آسا طوق او از گردن او خاسته ست

۴

چشمه چشمه زخم تیرش بر تن من گشته چشم

هرکجا گردی ز راه توسن او خاسته ست

۵

شهر پر غوغا شده ست از فتنه مردم کشان

این همه فتنه زچشم پر فن او خاسته ست

۶

از شکاف سینه جامی می کشد هر لحظه آه

آتشی دارد که دود از روزن او خاسته ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: او خاسته ستقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. همهست
  3. خاکست
  4. کشیدست
  5. چشمست
  6. کشانست
  7. آهست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.