غزلیات

شمارهٔ ۲۱۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

نام لبت چون به زبان می‌آید

آب حیاتم به دهان می‌آید

۱

هر نفسی پیش لب جان‌بخشت

خضر به دریوزهٔ جان می‌آید

۲

رخش جفا بر سر ما می‌رانی

فتنه رها‌کرده‌عنان می‌آید

۳

چهره چو گل گرد چمن می‌گردی

بلبل مسکین به فغان می‌آید

۴

بی گل تو جلوهٔ سوسن بر من

سخت‌تر از زخم سنان می‌آید

۵

کوه بلا شد غم عشقت لیکن

بر دل عاشق نه گران می‌آید

۶

در صفت لعل لبت جامی را

بین چه رنگین سخنان می‌آید

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: می‌آیدقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«می‌آید» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. می‌آیدمی‌آید
  2. جان‌بخشتمی‌آید
  3. می‌رانیمی‌آید
  4. می‌گردیمی‌آید
  5. منمی‌آید
  6. لیکنمی‌آید
  7. رامی‌آید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.