کیست کز خون پر رقم بیند رخ زرد مرا
برتو خواند حرف حرف این نامه درد مرا
۱می شود باران اشکم ژاله برکشت امید
خاصیت اینست دور از تو دم سرد مرا
۲دست امید من از دامان وصلت نگسلد
گر دهد گردون به باد نیستی گرد مرا
۳جز دلی ناید برون زاندوه عشقت صد شکاف
گر شکافی سینه اندوه پرورد مرا
۴خوردمی شبها به خواب از لعل تو جام طرب
برد تاراج غمت هم خواب و هم خورد مرا
۵سینه پر مهر تو آوردم از راه عدم
آه اگر طبع تو نپسندد ره آورد مرا
۶داشت سرگردان به سان جامیم فکر جهان
بند پا شد عشق تو فکر جهانگرد مرا
۷