غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

عمر بگذشت و رخت سیر ندیدم هرگز

گلی از باغ جمال تو نچیدم هرگز

۱

همه جا گشتم و حال همه کس پرسیدم

چون تو بدخوی ندیدم نشنیدم هرگز

۲

از بتان محنت بسیار کشیدم لیکن

محنتی کز تو کشیدم نکشیدم هرگز

۳

گر بریدم ز تو از نازکی خوی تو بود

از تو یکدم به دل خود نبریدم هرگز

۴

گرچه پروازگهم روضه حورالعین بود

از سر کوی تو آن سو نپریدم هرگز

۵

تا به گرد مهت از غالیه خرمن دیدم

خرمن ماه به یک جو نخریدم هرگز

۶

نامرادیست مرادم ز تو غم نیست اگر

همچو جامی به مرادی نرسیدم هرگز

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: هرگزقافیه: ـیدم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. هرگزهرگز
  2. پرسیدمهرگز
  3. لیکنهرگز
  4. بودهرگز
  5. بودهرگز
  6. دیدمهرگز
  7. اگرهرگز

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.