میل شکل ابرویت دارم درین فیروزه طاق
با قد خم گشته طاقم زیر این نیلی رواق
۱هر قدح کز ساقی دورم رسد دور از لب
گرچه شهد ناب باشد زهرم آید در مذاق
۲برقی از سرمنزل لیلی درخشیدن گرفت
بر دل بیچاره مجنون تازه شد داغ فراق
۳با تو دارم سردل چون شیشه می در میان
گو مزن هر سفله چون خم سنگم از طعن نفاق
۴سرو قدت درمیان جان درآمد ورنه بود
چشم و ابروی تو را در بردن آن اتفاق
۵مونس جانم تو خواهی بود اگر خود فی المثل
خضر با من همسفر گردد مسیحا هم وثاق
۶چند داغ دوری و اندوه مهجوری کشم
ما اقاسی منک لا یحصی الی یوم التلاق
۷جامی از ملک خراسان با خوش الحان مطربی
این غزل را کن روان مشحون به شرح اشتیاق
۸تا طفیل لحن او سازد سرود بزم خویش
خسرو تبریز، شاه فارس، سلطان عراق
۹