بیا ای ز سر تا قدم جان پاک
ز هر تن خطاب تو روحی فداک
۱ز دست توام هرچه آید خوش است
چه آب حیات و چه زهر هلاک
۲به خاک درت سجده می خواستم
ولی بردم این ارزو را به خاک
۳مرا تا خیال تو شد مرغ دام
قفس وار دارم دل چاک چاک
۴به بزم خراباتیان غمت
اگر نیست قندیل روشن چه باک
۵همین بس که پیر مغان برفروخت
به جام می این تیره دیر مغاک
۶به راه تو جامی نهاده ست سر
دل دردمند و رخ گردناک
۷