غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

مهر رخسار تو دارم که جفای تو کشم

لطف بالای تو بینم که بلای تو کشم

۱

بر زمین پای تو حیف است امان ده که نخست

پرده دیده و دل در ته پای تو کشم

۲

تنم از ضعف چو مویی شد و خواهم به غلط

هر دمش در شکن زلف دوتای تو کشم

۳

تا نیابد به تو کس راه اگر بتوانم

سوری از کوه بلا گرد سرای تو کشم

۴

حلقه دم سگانت به من ارزانی باد

تا که در گردن جان طوق وفای تو کشم

۵

چون نهی رو به جدایی ز قفا زلف کشان

من به هر گام صد افغان ز قفای تو کشم

۶

گفته ای چند کشی رنج و غم من جامی

هیچ غم نیست ز رنجی که برای تو کشم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: تو کشمقافیه: ـای۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«تو کشم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. کشمکشم
  2. نخستکشم
  3. غلطکشم
  4. بتوانمکشم
  5. بادکشم
  6. کشانکشم
  7. جامیکشم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.