غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

یار نی روی به گلشن چه کنم

جلوه سوری و سوسن چه کنم

۱

منظر دیده روشن رخ اوست

بی رخش دیده روشن چه کنم

۲

شب چو درنایدم آن ماه ز در

پرتو ماه ز روزن چه کنم

۳

چاک دل دوخته نی ز اشک و مژه

این همه رشته و سوزن چه کنم

۴

گفتم آمد به لبم جان ز غمت

گفت عاشق تو شدی من چه کنم

۵

گفتم از هجر به تیغم برهان

گفت خون تو به گردن چه کنم

۶

فن من عاشقی امد جامی

صرف اوقات به هر فن چه کنم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چه کنمقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کنمکنم
  2. اوستکنم
  3. درکنم
  4. مژهکنم
  5. غمتکنم
  6. برهانکنم
  7. جامیکنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.