ای تو را روی وفا با دگران
جنگ با ما و صفا با دگران
۱تا به کام دگران ننشینم
منشین بهر خدا با دگران
۲همه آب و گل و تو جان و دلی
نسبتی نیست تو را با دگران
۳بی تو پهلو به زمین جان دادن
به که پهلوی تو جا با دگران
۴مگشا جیب چو گل تا ندهد
بوی تو باد صبا با دگران
۵تا بود خوش دگران را به تو دل
خوش نباشد دل ما با دگران
۶می کشی از کف جامی سر زلف
می کشی زلف به پا با دگران
۷