غزلیاتشمارهٔ ۳۳۸ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریبی رخت چون به چمن راه کنمسوی گل بنگرم و آه کنم۱شرح حالم چو غم آرد حاشاکه ز حال خودت آگاه کنم۲قصه هجر دراز و تو ملولادب آنست که کوتاه کنم۳کفش زن از سر خواری به سرمتا کلاه شرف و جاه کنم۴قصد من روی تو باشد هرجاذکر مهر و صفت ماه کنم۵هر شبی تا سر کویت جان راهمره آه سحرگاه کنم۶گر دلت مردن جامی خواهدکار بر موجب دلخواه کنم۷