غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر چند جز فریب و فسونت نیافتم

یکدم ز جان خویش برونت نیافتم

۱

هرجا که هست چون همه نام و نشان توست

در حیرتم ز خویش که چونت نیافتم

۲

برهم زدم بنفشه و سنبل بسی چو باد

بویی ز خط غالیه گونت نیافتم

۳

چشم بد از تو دور که کم رخ نمودیم

کز نوبت گذشته فزونت نیافتم

۴

هرگز به سوی من نگذشتی کز اشک خویش

دامن چو گل کشیده به خونت نیافتم

۵

تو آن زبون کشی که گه قتل سرکشان

میلی به عاشقان زبونت نیافتم

۶

جامی اسیر سلسله زلف کیستی

کازادگی ز قید جنونت نیافتم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیافتمقافیه: ـونت۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نیافتمنیافتم
  2. توستنیافتم
  3. بادنیافتم
  4. نمودیمنیافتم
  5. خویشنیافتم
  6. سرکشاننیافتم
  7. کیستینیافتم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.