ساقی بیا که میکده را فتح باب شد
پر کن قدح که دور شه کامیاب شد
۱در ده شراب ناب که جان و دل حسود
در بزم غم بر آتش حرمان کباب شد
۲از باده خوش برآ که به کف نیست غیر باد
آن را که جام عیش تهی چون حباب شد
۳عمری دعای جاه و جلال تو گفته ایم
منت خدای را که همه مستجاب شد
۴مه را فروغ عاریتی ناپدید گشت
وقت طلوع کوکبه آفتاب شد
۵هر خانه طرب که بنا کرد مدعی
سیلاب غم رسید و به یک دم خراب شد
۶جامی به گوش شاه رساندن نه حد ماست
گر خود ز لطف نظم تو در خوشاب شد
۷