غزلیات

شمارهٔ ۳۳۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوش آنکه وصال تو میسر شده باشد

چشمم به جمال تو منور شده باشد

۱

ریزم ز مژه اشک دمادم که بشوید

گر غیر تو در دیده مصور شده باشد

۲

با هیچ برابر نکنم آنکه سر من

در پای تو با خاک برابر شده باشد

۳

زین بیش مکن سرکشی ای شوخ و بیندیش

زان لحظه که آهم به فلک بر شده باشد

۴

شد قامت من حلقه در آن فکر که دستم

در حلقه آن جعد معنبر شده باشد

۵

هرگز به وفا با دگری عهد نبندم

گر خود ز جفا عهد تو دیگر شده باشد

۶

جامی مکن اندیشه که تغییر نیابد

در حکم ازل هر چه مقدر شده باشد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شده باشدقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. باشدباشد
  2. بشویدباشد
  3. منباشد
  4. بیندیشباشد
  5. دستمباشد
  6. نبندمباشد
  7. نیابدباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.