غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا به کوی تو خواهم که خانه‌ای باشد

ز بهر آمدن آنجا بهانه‌ای باشد

۱

گذاشتم دل صد پاره را به خاک درت

که پیش تیر تو از من نشانه‌ای باشد

۲

من آن نیم که عنان گیریت توانم کرد

مرادم از تو همین تازیانه‌ای باشد

۳

چه بیم ز آتش دوزخ که گفت واعظ شهر

که آن ز شعله شوقت زبانه‌ای باشد

۴

ز خوبی تو به هرجا حکایتی گفتند

حدیث یوسف مصری فسانه‌ای باشد

۵

مپوش عارض و خال از دل رمیده من

که مرغ زنده به آبی و دانه‌ای باشد

۶

سگی‌ست جامی و جایش همیشه خاک درت

نه آن سگی که به هر آستانه‌ای باشد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ای باشدقافیه: ـانه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ای باشد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • ردیف با نیم‌فاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد

پایان مصرع‌ها

  1. باشدباشد
  2. درتباشد
  3. کردباشد
  4. شهرباشد
  5. گفتندباشد
  6. منباشد
  7. درتباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.