غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کدام سر که درین آستانه خاک نشد

کدام دل که به تیغ غمت هلاک نشد

۱

کدام پیرهن ناز دوخت شاهد گل

که در هوای تو چون جیب غنچه چاک نشد

۲

برات حسن جزا کی رسد قتیلی را

که حرف مهر تواش نقش لوح خاک نشد

۳

به جرم عشق مرا غم هزار بار بسوخت

عجب تر آنکه گناهم هنوز پاک نشد

۴

خورای پاکدلی شو که مست ذوق شوی

که آب باده نشد تا خورای تاک نشد

۵

گذشت ناوکت از جان و عمرها بگذشت

هنوز لذتش از جان دردناک نشد

۶

نرفت بی مه رویت شبی که جامی را

سرشک تا سمک و ناله تا سماک نشد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نشدقافیه: ـاک۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نشدنشد
  2. گلنشد
  3. رانشد
  4. بسوختنشد
  5. شوینشد
  6. بگذشتنشد
  7. رانشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.