کدام سر که درین آستانه خاک نشد
کدام دل که به تیغ غمت هلاک نشد
۱کدام پیرهن ناز دوخت شاهد گل
که در هوای تو چون جیب غنچه چاک نشد
۲برات حسن جزا کی رسد قتیلی را
که حرف مهر تواش نقش لوح خاک نشد
۳به جرم عشق مرا غم هزار بار بسوخت
عجب تر آنکه گناهم هنوز پاک نشد
۴خورای پاکدلی شو که مست ذوق شوی
که آب باده نشد تا خورای تاک نشد
۵گذشت ناوکت از جان و عمرها بگذشت
هنوز لذتش از جان دردناک نشد
۶نرفت بی مه رویت شبی که جامی را
سرشک تا سمک و ناله تا سماک نشد
۷