غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باز خون دلم از دیده روان خواهد شد

چشمم از هر مژه خونابه فشان خواهد شد

۱

هست مقصود دلت آنکه بمیرم ز غمت

هر چه مقصود دل توست چنان خواهد شد

۲

بس که خونین کفنان داغ تو بر دل رفتند

همه صحرای عدم لاله ستان خواهد شد

۳

دید در کودکیت پیری و گفت این روزی

فتنه عالم و آشوب جهان خواهد شد

۴

شکل بالا بنما گرچه شب تنهایی

در دلم ناوک و در سینه سنان خواهد شد

۵

خون من جای دگر ریز که چون در کویت

کشته افتم همه را بر تو گمان خواهد شد

۶

هر که دید از رخ تو خرم و خوش جامی را

گفت کین پیر دگرباره جوان خواهد شد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: خواهد شدقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«خواهد شد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. شدشد
  2. غمتشد
  3. رفتندشد
  4. روزیشد
  5. تنهاییشد
  6. کویتشد
  7. راشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.