تا دلم را پا در آن کو بسته شد
راه رفتارم ز هر سو بسته شد
۱ناقه عزم جهان پیمای را
بر سر آن کوی زانو بسته شد
۲بهر چشم بد دل من پر دعا
همچو تعویذش به بازو بسته شد
۳آن میان آمد چو مویم در خیال
رشته جانم به آن مو بسته شد
۴شیشه دل را به فکر قامتش
در درون صد نخل دلجو بسته شد
۵چشم من ناید به هم شبها مگر
نوک مژگانم به ابرو بسته شد
۶از سخن جامی چه لافد کش زبان
پیش آن لعل سخنگو بسته شد
۷