غزلیاتشمارهٔ ۳۶۸ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریمن بسی خوبان عالم دیده امچون تو در عالم کسی کم دیده ام۱چشم من بی نم مبادا گر گهیچشم خود را بی تو بی نم دیده ام۲چون سر زلف تو پشت من خم استتا سر زلف تو پر خم دیده ام۳بر دل غمدیده زخمت رحمت استرحمتی کن بر دل غمدیده ام۴راحتی کز زخم تو بینم کجاهرگز آن راحت ز مرهم دیده ام۵هر چه لیلی داشت داری وز غمشآنچه مجنون دید من هم دیده ام۶سوخته محرومی جامی دلمهرکه را پیش تو محرم دیده ام۷