جان از آن لبها حکایت میکند
طوطی از شکر روایت میکند
۱هرکه میگوید حدیث سلسبیل
زان لب نوشین کنایت میکند
۲از رقیبان میکند پهلو تهی
جانب ما را رعایت میکند
۳چشم شوخش میکشد تیغ جفا
لعل جانبخشش حمایت میکند
۴دور ازان لب جان یکی نالان نی است
«بشنو از نی چون حکایت میکند»
۵زان لب همچون شکر مانده جدا
«از جداییها شکایت میکند»
۶قتل جامی را چه حاجت زخم تیغ
غمزهای او را کفایت میکند
۷