غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

حادی که بهر ناقه سلمی حدا کند

باید ز شرح فاقه ما ابتدا کند

۱

دانی به راه بادیه بانگ درای چیست

گم گشتگان قافله جو را ندا کند

۲

با نسخه طبیب چه کار آن مریض را

کز خون دیده شربت و از غم غذا کند

۳

آن را رسد ز پیر مغان خلعت قبول

کز رد شیخ شهر طراز ردا کند

۴

صاحبدلی کجاست که بر رغم زاهدان

میخانه ای به نیت رندان بنا کند

۵

دل یافت نقد وصل چو جان دارد و غم خرید

تاجر همیشه سود ز بیع و شرا کند

۶

جامی چو نیست کار تو غیر از جفاکشی

باری جفای آن که کشیدن کرا کند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کندقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کندکند
  2. چیستکند
  3. راکند
  4. قبولکند
  5. زاهدانکند
  6. خریدکند
  7. جفاکشیکند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.