قد راقنی جمالک یا راکب الجمل
انزل فان حبک بالقلب قد نزل
۱وصف تو چون کنم که در آیینه رخت
حسنیست لایزال و جمالیست لم یزل
۲گفتی به دل نشان بدل من کسی دگر
بنشین به دل که نیست تو را دیگری بدل
۳ساقی ما تو شو که ز دست تو می دهد
خاصیت حیات ابد شربت اجل
۴سیل جفایت ار بکند بیخ هستیم
حاشا که در اساس وفایم فتد خلل
۵تا غایتیست لطف تو با ما که می کند
کار نعم ز لعل لبت لیت یا لعل
۶جامی به پای خم چو فتادی ز جا مجنب
دیگر که این کسل بود احلی من العسل
۷