غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بگذشت یار و سوی اسیران نظر نکرد

کردیم ناله در دل سختش اثر نکرد

۱

خاک رهش شدیم که بوسیم پای او

از سرکشی و ناز بر آنجا گذر نکرد

۲

ما را چه سود اشک چو سیم و رخ چو زر

چون هرگز التفات بدین سیم و زر نکرد

۳

تا در رخش نظر نکنم هرگزم ندید

جایی که روی خویش به سوی دگر نکرد

۴

بر خاک ره نشان کف پای نازکش

روشندلی ندید که کحل بصر نکرد

۵

می خواست تن که همره جان از پیش رود

جان خود چنان برفت که تن را خبر نکرد

۶

شد خاک بر درش سر جامی ولی هنوز

سودای پای بوس وی از سر بدر نکرد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نکردقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نکردنکرد
  2. اونکرد
  3. زرنکرد
  4. ندیدنکرد
  5. نازکشنکرد
  6. رودنکرد
  7. هنوزنکرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.