ای شهره در زمانه به شیرین شمایلی
تعویذ بند حسن تو چرخ حمایلی
۱حاجت به قبله دگرم نیست در نماز
هرجا که می روم تو مرا در مقابلی
۲با استقامتی که قدت راست متصل
چون ابروان به کشتن عشاق مایلی
۳خوبان چو ماه از تو کنند اقتباس نور
بی عار اقتباس تو خورشید کاملی
۴ای آشنا چه آگهی از حال ما تو را
ما غرق و تو نظاره کنان گرد ساحلی
۵رندی و عاشقی همه زنج است و محنت است
خوش وقت پارسایی و از عشق غافلی
۶جامی ز زخم تیغ تو می داد جان و بود
ورد زبان او رحم الله قاتلی
۷