غزلیات

شمارهٔ ۹۵۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

می زد صفیر شوق خزان دیده بلبلی

می رفت در حقیقت حالش تاملی

۱

گفتا ز سر ناله من آگهی نیافت

جز بلبلی که داد ز کف دامن گلی

۲

با لطف قد و نکهت زلفت نیافتیم

بر طرف جوی سروی و در باغ سنبلی

۳

گشتم چو خاک پست و نکردی چو آفتاب

هرگز ز اوج طارم عزت تنزلی

۴

آمد علاج علت دل بوسه ای ز تو

ای وای اگر کند لب لعلت تعللی

۵

چیزی به جز خیال ز من در میان نماند

تا دارم از میان تو با خود تخیلی

۶

خم گشت پشت طاقت جامی ز بار دل

بیچاره عاشقی که ندارد تحملی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـلی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بلبلیتاملی
  2. نیافتگلی
  3. نیافتیمسنبلی
  4. آفتابتنزلی
  5. توتعللی
  6. نماندتخیلی
  7. دلتحملی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.