غزلیات

شمارهٔ ۹۴۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با هر که غیر ماست چو شیر و شکر خوشی

با ما چه موجب است که چون آب و آتشی

۱

ما همچو آب در قدمت سر نهاده ایم

ای سرو سرفراز سر از ما چه می کشی

۲

می گفت شانه با سر زلفت که از چه رو

پیوسته در کشاکش دوران مشوشی

۳

حال تو را نه مایه جمعیت این بس است

کآسوده در حمایت آن روی مهوشی

۴

گفتا بلی ولی چه کنم کز فریب دهر

بس عیش خوش که گشت مبدل به ناخوشی

۵

چون صاحب عمامه و فش فاش شد به زرق

خوش وقت بی عمامگی ما و بی فشی

۶

آگه ز تلخکامی جامی گهی شوی

کز جام هجر همچو خودی جرعه ای چشی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـشی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خوشیآتشی
  2. ایمکشی
  3. رومشوشی
  4. استمهوشی
  5. دهرناخوشی
  6. زرقفشی
  7. شویچشی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.