غزلیات

شمارهٔ ۹۲۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی بیا که به ز خودی عشق و بی خودی

در ده شراب لعل ز جام زبرجدی

۱

می ده به روی شاهد مهوش که این بود

سرمایه سعادت و اقبال سرمدی

۲

می چیست جذب عشق که بد را و نیک را

سازد تهی ز وسوسه نیکی و بدی

۳

شاهد کدام آن که شهود جمال اوست

مقصود منتهی و تمنای مبتدی

۴

در شرع عشق هر چه به جز می ضلالت است

خوش آن که شد به شارع میخانه مهتدی

۵

این نکته با فقیه چه گویم که بهره نیست

بوجهل را ز مشرب عذب محمدی

۶

بیچاره مدعی کند اظهار علم و فضل

نشناخته قبول ز رد، جید از ردی

۷

با روی چین گرفته و پشت دو تا زند

گلبانگ گل عذاری و لاف سهی قدی

۸

جامی بسوز دلق تعلق که دوختند

بر قد همت تو قبای مجردی

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـدی۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خودیزبرجدی
  2. بودسرمدی
  3. رابدی
  4. اوستمبتدی
  5. استمهتدی
  6. نیستمحمدی
  7. فضلردی
  8. زندقدی
  9. دوختندمجردی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.