غزلیات

شمارهٔ ۹۵۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای باغ حسن را جمال تو خرمی

چشم بد از تو دور که محبوب عالمی

۱

حوری، بگوی بهر خدا، یا فرشته ای

کین لطف و نازکی نبود حد آدمی

۲

زخم تو را چه حاجت مرهم بود که آن

شاید جراحت دل ما را به مرهمی

۳

دل آن توست دمبدم از بهر بردنش

عشوه چه می نمایی و افسون چه می دمی

۴

گر چرخ را نماند وفایی چه باک ازان

هرگز مباد جور و جفای تو را کمی

۵

گمگشتگان بادیه محنت و غمیم

مشکل بریم ره به سر کوی بی غمی

۶

جامی سگ تو را به غلامی نمی سزد

او را چه حد آنکه کند با تو همدمی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـمی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خرمیعالمی
  2. ایآدمی
  3. آنمرهمی
  4. بردنشدمی
  5. ازانکمی
  6. غمیمغمی
  7. سزدهمدمی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.