غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن مه به جانب سفر آهنگ می‌کند

صحرا و شهر بر دل ما تنگ می‌کند

۱

ای نامه بر به مجلس او نام من ببر

کز گفت‌وگوی نام منش ننگ می‌کند

۲

شرح کمال شوق همین بس که چشم من

عنوان این صحیفه به خون رنگ می‌کند

۳

عاشق فشانده جان به ره کعبه مراد

زاهد نشسته پرسش فرسنگ می‌کند

۴

صد چنگ می‌کشیم به امید یک صفا

چون می‌بریم نام صفا جنگ می‌کند

۵

نشنیده‌ای به سمع قبول ار چه محتسب

منع سماع بانگ نی و چنگ می‌کند

۶

جامی کند به سخت دلی یار را عتاب

جام تُنُک مجادله با سنگ می‌کند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌کندقافیه: ـنگ۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌کندمی‌کند
  2. ببرمی‌کند
  3. منمی‌کند
  4. مرادمی‌کند
  5. صفامی‌کند
  6. محتسبمی‌کند
  7. عتابمی‌کند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.