دل به چنگ غمت آهنگ سرودی نکند
که روان بر رخم از هر مژده رودی نکند
۱شکل محرابی نعل سم رخش تو به راه
هیچ دلداده نبیند که سجودی نکند
۲چون مرا سوختی از غم مکن اندیشه ز آه
کم فتد شعله به خاشاک که دودی نکند
۳دهنت را که خرد جوهر فردش خواند
جز به منطق لبت اثبات وجودی نکند
۴بایدت پیرهن از رشته جانها که تنت
صبر بر زحمت هر تاری و پودی نکند
۵چند گویی که حذر کن ز رقیبان حسود
آنچه با من تو کنی هیچ حسودی نکند
۶قدر جامی که به جان مهر تو ورزد بشناس
پیش ازان روز که بشناسی و سودی نکند
۷