غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دارد آن سرو گل اندام معنبر کاکل

هرچه دارند بتان یکسر و بر سر کاکل

۱

فرق کردن نتوان سرو سهی را ز قدش

گر به فرقش بود از غالیه تر کاکل

۲

بی گره کاکل او صد گرهم بر دل زد

وای من گر زند از ناز گره بر کاکل

۳

هیچ دل نیست که بر کاکل او فتنه نشد

هر دم آرد به سرش فتنه دیگر کاکل

۴

چون پی دلبری آن سرو کشد قد بلند

با قدش هست درین شیوه برابر کاکل

۵

دیده چون بندم ازان شوخ که او را بینم

پای تا سر همه خوش وز همه خوشتر کاکل

۶

بست در شانه او رشته جان را جامی

بو که با شانه به هم جاکندش در کاکل

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کاکلقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کاکلکاکل
  2. قدشکاکل
  3. زدکاکل
  4. نشدکاکل
  5. بلندکاکل
  6. بینمکاکل
  7. جامیکاکل

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.