غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

لعل لبت به لطف حکایت نمی‌کند

چشم خوشت نظر به عنایت نمی‌کند

۱

صد بار بیش پیش تو گفتیم درد دل

دردا که در دل تو سرایت نمی‌کند

۲

دل با سگ تو شرح دهد قصه رقیب

از دوستان به غیر شکایت نمی‌کند

۳

با شیخ خرقه پوش چه کارم که کار من

جز پیر می‌فروش کفایت نمی‌کند

۴

از لوح فهم واعظ خوش‌لهجه محو به

هر نکته کز لب تو روایت نمی‌کند

۵

معشوق را رعایت عاشق خوش است لیک

یار من این طریقه رعایت نمی‌کند

۶

جامی ببند لب که حریف سخن‌نیوش

ادراک رمز و فهم کنایت نمی‌کند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی‌کندقافیه: ـایت۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌کندنمی‌کند
  2. دلنمی‌کند
  3. رقیبنمی‌کند
  4. مننمی‌کند
  5. بهنمی‌کند
  6. لیکنمی‌کند
  7. سخن‌نیوشنمی‌کند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.