روزه چون می داری ای شیرین پسر
کز دو لب بینم دهانت پرشکر
۱ماه روزه گر خوری شکر چه باک
نیست روزه ماه من بر ماه و خور
۲مردمان در روزه و عشاق را
هر دم از دیدار تو عید دگر
۳روزه داران بین همه مشتاق عید
من به وصلت از همه مشتاق تر
۴تا دهان بستم به روزه از خدای
خواهم آن حلوای لب شام و سحر
۵روزه داران را نیامد ماه عید
با وجود ابروانت در نظر
۶هر نماز شام جامی بی لبت
می گشاید روزه از خون جگر
۷