ای سپهر از هجر یارم سوختی
زاریم دیدی و زارم سوختی
۱روز من کردی شب تار و چو شمع
زار در شبهای تارم سوختی
۲لاله رویی را ز من کردی جدا
دل به داغش لاله وارم سوختی
۳زآتشی کز نعل سم اسب جست
در پی آن شهسوارم سوختی
۴وعده دیدار او دادی مرا
جان به داغ انتظارم سوختی
۵آنچنان کز روغن افروزد چراغ
زآب چشم اشکبارم سوختی
۶هرکه جز جامی زجام لعل او
مست کردی وز خمارم سوختی
۷