به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر
نخواهد شد تمنای تو از سر
۱خرامان بگذرم گفتی به خاکت
خدا را سرو من زین فکر مگذر
۲رقیب احوال دردم نیک داند
سگ کویت ازو صد بار بهتر
۳بنفشه گرد گل در خواب دیدم
معبر شد به آن جعد معنبر
۴مکن با قدش ای دل یاد طوبی
مشو هر لحظه مرغ شاخ دیگر
۵به رخ نقش خیال او کشیدی
زدی ای اشک آخر سکه بر زر
۶چه خوش باشد به بزم عیش جامی
می اندر جام و دلبر در برابر
۷