غزلیاتشمارهٔ ۴۲۹ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریشبم چون دل ز تاب تب بسوزدز آهم بر فلک کوکب بسوزد۱چنان از سوز دل شد قالبم گرمکه ترسم جامه از قالب بسوزد۲لبت هست آتشین لعلی که هرگاهخیال بوسه بندم لب بسوزد۳به روز هجر ازان سوزم که باشدچراغ از بهر آن تا شب بسوزد۴ببر خاکسترم از راهش ای بادمبادش زان سم مرکب بسوزد۵رقیب خام هست از پختگی دورز یارب های من یا رب بسوزد۶چو بر جامی شود سوز تو غالبمتاع هستیش اغلب بسوزد۷