غزلیاتشمارهٔ ۴۵۱ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتویی آن آفتاب عالم آرایکه داری در دل هر ذره ای جای۱جمالت را عماری در عمارتنمی گنجد سوی ویران ما آی۲مپوش از ما به ما نور رخ خویشبه گل خورشید تابان را میندای۳میان ما و تو ماییم پردهکرم کن وز میان این پرده بگشای۴خرد زنگ است بر آیینه عشقبده می ساقیا وین زنگ بزدای۵چو جانان جان جان توست جامیجهان در جست و جوی او مپیمای۶بزن در دامن آن جان جان دستمنه دیگر برون از خویشتن پای۷