غزلیات

شمارهٔ ۴۵۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آمدی و آتشم به خانه زدی

نلت ماکان منتهی آمدی

۱

دستگیر مریض کیست طبیب

یا طبیب القلوب خذ بیدی

۲

بی رخت زندگی نمی خواهم

لیت روحی یزول عن جسدی

۳

لامع است از جمال طلعت تو

لمعات تجلی احدی

۴

هرچه آمد ز تو همه نیک است

لیکن از ما گرفت رنگ بدی

۵

هنر عاشقانست ترک خرد

عیب ایشان مکن به بی خردی

۶

هرچه مقبول توست ای زاهد

همه رداست پیش عشق و ردی

۷

کی بری پی به سر وحدت عشق

چون ز سبحه مقید عددی

۸

مایه دولت ابد عشق است

جامی و کسب دولت ابدی

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـدی۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. زدیآمدی
  2. طبیببیدی
  3. خواهمجسدی
  4. تواحدی
  5. استبدی
  6. خردخردی
  7. زاهدردی
  8. عشقعددی
  9. استابدی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.