غزلیاتشمارهٔ ۴۵۲ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریآمدی و آتشم به خانه زدینلت ماکان منتهی آمدی۱دستگیر مریض کیست طبیبیا طبیب القلوب خذ بیدی۲بی رخت زندگی نمی خواهملیت روحی یزول عن جسدی۳لامع است از جمال طلعت تولمعات تجلی احدی۴هرچه آمد ز تو همه نیک استلیکن از ما گرفت رنگ بدی۵هنر عاشقانست ترک خردعیب ایشان مکن به بی خردی۶هرچه مقبول توست ای زاهدهمه رداست پیش عشق و ردی۷کی بری پی به سر وحدت عشقچون ز سبحه مقید عددی۸مایه دولت ابد عشق استجامی و کسب دولت ابدی۹