چون به شرح غم تو خامه نهم بر کاغذ
گردد از اشک من و خانه به هم تر کاغذ
۱وصف ضعف تن و رنگ رخ من خواست مژه
ساخت از موی قلم وز ورق زر کاغذ
۲با خود آورد دلم نامه شوقت ز ازل
آن چنان کز سفر دور کبوتر کاغذ
۳شاخ اقبال من آورد شکوفه چو ز لطف
قاصدت کرد برون بهر من از سر کاغذ
۴آه من سوی تو با نامه به هم آمد راست
ناوکی کز پی رفتن بودش پر کاغذ
۵سست همت نتواند که کند خرق حجاب
خانه زندانست مگس را چو بود در کاغذ
۶کرد جامی صفت خط سیاه تو سواد
شد معنبر قلم او را و معطر کاغذ
۷