قدت سرویست جانا سایه پرور
به صد دل در هوای او صنوبر
۱به آن خط بردی از اهل قلم دست
نباشد آری انگشتان برابر
۲چنان با دعویت در تابم از شمع
که خواهم از تن او برکنم سر
۳همین بس در معارف وجد واعظ
که کوبد پای بر بالای منبر
۴رقیب ار گویدت تا پیش عشاق
مرا با خود ببر با خود میاور
۵به رسم تحفه گر جامی سوی فارس
فرستد این غزل را تازه و تر
۶ز جان فارسی گویان شیراز
برآید نعره الله اکبر
۷