غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چاره عشق تو صبر است ندانم چه کنم

گر توانم بکنم ور نتوانم چه کنم

۱

کار من بی رخ تو غیر شکیبایی نیست

گر معذالله ازین کار بمانم چه کنم

۲

عشق مستولی و از من تو چنین مستغنی

قصه مشکل خود پیش که خوانم چه کنم

۳

چند گویی که مرا نام مبر پیش کسان

غیر نام تو نیاید به زبانم چه کنم

۴

بی تو دل خون بود و دیده پرخون گریان

اگر از دیده و دل خون نفشانم چه کنم

۵

شد پر از خون دل من غنچه صفت بی رخ تو

جامه بر خویش چو گل گر ندرانم چه کنم

۶

گفتیم مردگی خود مطلب جامی بیش

بی تو از زندگی خویش بجانم چه کنم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چه کنمقافیه: ـانم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنمکنم
  2. نیستکنم
  3. مستغنیکنم
  4. کسانکنم
  5. گریانکنم
  6. توکنم
  7. بیشکنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.