غزلیاتشمارهٔ ۳۳۱ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدوش در بزم گدا شاه فرو آمده بودنور نازل شده و ماه فرو آمده بود۱نازنینی به صف خاک نشینان نیازاز سریر شرف و جاه فرو آمده بود۲ز آسمان بر من محنت زده از رحمت و لطفآیتی بود که ناگاه فرو آمده بود۳گرچه شاهان به هواخواهی او خاسته اندپیش درویش هواخواه فرو آمده بود۴عمرها بهر زمین بوسی خیل و حشمشخیل اشکم به سر راه فرو آمده بود۵کردم آهی ز غمش آتش صد خرمن شدهر کجا دودی ازان آه فرو آمده بود۶در چمن بی قد آن سرو سهی جامی راخاطر از همت کوتاه فرو آمده بود۷