غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چهره زرد ز خون بسته جگر ته به تهم

سرخرویی بجز این نیست ز بخت سیهم

۱

جوی خون گرد من از دیده درآمد چه کنم

قوت پای ندارم که ازین جو بجهم

۲

گر دهد جایگهم پیش خود آن سلسله موی

نتوان داشت به زنجیر دگر جا نگهم

۳

نیست مقصود من از عشق بتان عیش و خوشی

عرض آنست که از ناخوشی خرد برهم

۴

شستم از زنگ ریا خرقه خود صوفی وار

مصطبه صومعه و میکده شد خانقهم

۵

به یکی گوشه ام از میکده گر بار دهند

دلق و سجاده تزویر به یک گوشه نهم

۶

دست جامی بود و دامن جانان یعنی

بدهم جان ز کف و دامن جانان ندهم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـهم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. تهمسیهم
  2. کنمبجهم
  3. موینگهم
  4. خوشیبرهم
  5. وارخانقهم
  6. دهندنهم
  7. یعنیندهم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.